کانون بسیج مهندسین شهرستان جهرم
درباره

جستجو


وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی

آیه قرآن
ابر برچسب ها
ارسال شده در شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ساعت 0:3 توسط



ارسال شده در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 13:39 توسط


ارسال شده در پنجشنبه دوم مرداد 1393 ساعت 13:4 توسط


ارسال شده در چهارشنبه یکم مرداد 1393 ساعت 10:44 توسط


ارسال شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ساعت 14:52 توسط


ارسال شده در دوشنبه سی ام تیر 1393 ساعت 13:42 توسط

 درتاریخ 29تیرماه مصادف با22رمضان مراسم محفل انس باقرآن با حضوراعضاءکانون بسیج مهندسین جهرم درآستانه مقدسه  امامزاده حسین (ع)جهرم برگزارگردید.

دراین مراسم پرفیض جزء22قرآن مجیدتوسط قاریان مهندس عضو کانون تلاوت گردید.

مسئول نمایندگی ولی فقیه درناحیه مقاومت جهرم حجه الاسلام والمسلمین قهرمانی به عنوان سخنران محفل ضمن بیان چندمسئله شرعی درباب اهمیت ماه مبارک رمضان وتلاوت قرآن مطالبی رابیان داشتند.

فریضه مغرب وعشادردامه به جماعت برگزارگردید.

درپایان مهندسین روزه دارضیافت افطاری رامیهمان خوان کرم علی بن ابیطالب(ع)بودند.


ارسال شده در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ساعت 9:45 توسط


ارسال شده در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ساعت 2:8 توسط

کانون بسیج مهندسین جهرم برگزارمی کند

زمان:یکشنبه29تیرماه 1393ازساعت 18:45

مکان:آستانه مقدسه امامزاده حسین (ع)جهرم

 

ضمناکلیه عزیزان ضیافت افطاررامیهمان خوان کرم امیرالمومنین علی(ع)می باشند.


ارسال شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ساعت 19:2 توسط


ارسال شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ساعت 18:51 توسط


ارسال شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ساعت 17:50 توسط


ارسال شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ساعت 10:55 توسط

به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران به نقل از khamenei.ir ، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب طی دیداری با واحد روحانیت حزب جمهوری اسلامی در تاریخ ۶۴.۰۶.۲۱ فرمودند:
 
بنده اعلام کرده‌ام و حالا هم به شما برادران عزیز دارم عرض می‌کنم من تابع حجت شرعی‌ام. یک روزی بود بنده در مسجد کرامت مشهد نماز می‌خواندم، منبر می‌رفتم، سخنرانی می‌کردم بعد از نماز، منبر یعنی نمی‌رفتم می‌ایستادم صحبت می‌کردم. چشمم به این جمعیت که می‌افتاد آن جمعیت در مساجد مشهد نظیر نداشت، یعنی مسجد پدر خودم که پنجاه سال بود نماز می‌خواند بعد از نماز ایشان می‌آمدند برای مثلاً فرض کنید که صحبت من بود گوش کنند یا نماز ما و آن اجتماع مسجد ما ده برابرِ مثلاً اجتماع مساجد معروف و معتبر مشهد بود، تمام این مساجدی که بود مشهد، بدون استثناء. یک اجتماع عظیمی از در و دیوار، واقعاً از در و دیوار جمعیت همین‌طور می‌چسبیدند که بیایند نماز و بیایند گوش کنند آن حرفهای ما را.

من چشمم که می‌افتاد به این جمعیت گاهی اوقات تنم می‌لرزید، می‌گفتم پروردگارا! من در قیامت چطور جواب این‌ها را بدهم؟ این همه مسجد خالی شد تو مشهد که مسجد ما پر شد. آخر من چطور جواب این‌ها را بدهم؟ واقعاً تنم می‌لرزید. بار‌ها با خودم فکر می‌کردم در آن وقت که از این کارهائی که دارم می‌کنم، نماز می‌خواندم و تفسیر می‌گفتم و حدیث روی تخته می‌نوشتم و از این کارهائی که آن وقت‌ها جدید بود، نو بود اینکار‌ها، جاذبه داشت، می‌گفتم بیایم کنار، منصرف بشوم و اینکار‌ها را نکنم که این جمعیت یک خرده‌ای، بعد فکر می‌کردم که خب آن نهیب تکلیف وظیفه و این‌ها که آیا مثلاً جایز هست جایز نیست.

خب منی که تنم از فرضاً چند هزار آدم می‌لرزیده، آن روز، حالا چند میلیون آدم را رو دوش من سوار کردند و بنده باید این‌ها را از این پل صراط عبور بدهم مگر می‌شود این کار. مگر بنده حاضرم بدون احراز تکلیف شرعی کاری بکنم والله حاظر نیستم و نخواهم کرد. آن چیزی را که احراز کردم آن را عمل می‌کنم ولو تمام عالم با او مخالف باشند. آنی را که احراز کردم که خلاف است عمل نمی‌کنم ولو تمام عالم بر طبق او بیایند بگویند که اینکار باید انجام بگیرد.


ارسال شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ساعت 10:39 توسط


ارسال شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ساعت 9:29 توسط


ارسال شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ساعت 9:12 توسط